أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
26
قانون ( فارسى )
كنش مزهء تند و ترش تند و ترش هر دو زبان را مىگزند ولى تند بسيار گزندگى بيشترى دارد و گرمى به بار مىآورد . مزه ترش زبان را مىگزد و ليكن گزندگى آن زياد نيست و مىتوان آن را حد وسط ناميد و گرمى همراه او نيست . هرگاه جسم تلخمزه در مايعى بىمزه حل شود و سپس محلول منعقد گردد مانند آب خاكستر شور مىشود . هرگاه مزهء گس بر اثر افزايش رطوبت و حرارت پخته شود و حرارت كمتر از آن باشد كه عمل پختن را بهطور كامل انجام دهد ، ترشى به وجود مىآيد درصورتىكه گوهر ترش عموما ترى است و همچنين گوهر شيرينى گرايش به ترى دارد اما گوهر تلخى و گسى به خشكى نزديكتر است . كنشهاى مزهء شيرين عبارتند از : پخته گردانيدن ، نرم كردن ، تكثير غذا . مزاج آن را دوست دارد ، نيروى جاذبه آن را جذب مىكند . كار مزهء تلخ زدودن و زبر نمودن است . مزهء گس اگر ضعيف باشد قابض است ، و اگر شديد باشد فشرنده ( عصر ) است . كنش قابض : كار قبض غلظت بخشيدن و سخت گردانيدن و بازداشتن ( حبس ) است . كنش چرب : نرم كردن ، ليزى دادن ، كمى پختن و رسانيدن است . كار مزهء تند : تحليل و تقطيع و تعفن است . كنش مزهء شور : زدودن ، شستن ، خشك گردانيدن و ممانعت از تعفن مىباشد . كنش مزهء ترش : سرد گردانيدن و بريدن ( تقطيع ) است . آميختگى مزهها گاهى دو مزه در يك جسم گرد هم آمدهاند مثلا : 1 - تلخى و قبضى در افشرهء گياه فيل زهره ( حضض ) چنين مزهاى را « بشاعت » گويند . 2 - تلخى و شورى در دارچين ختايى : اين مزه را « زعوقت » ناميدهاند . 3 - تندى و شيرينى در انگبين پخته . 4 - تلخى و تندى قبض در بادمجان . 5 - تلخى و بىمزگى در كاسنى . گاهى اتفاق مىافتد كه گرد آمدن دو مزه در يك جسم سبب مىشود كه كنش يكى از مزهها تقويت شود . مثلا : تندى و تيزى در سركهء شراب منفذها را باز مىكند و راه براى نفوذ كردن هموار مىگردد . و اگر بدان مرحله نرسيده باشند كه سركه را چندان گرمى بخشند كه كارى از دستش برآيد سردىبخشى سركه بيشتر تأثير مىنمايد . گاهى گرد آمدن دو مزه موجب خنثى شدن هر دو مزه مىشود مثلا در گردآمدگى ترشى و گسى در غوره ، گسى نمىگذارد ترشى زياد نفوذ كند و سردى برساند . گاهى قوام مددكار كيفيت است . مثلا لطافتى كه همراه ترشى است سردى بخشيدن ترشى را بيشتر به داخل مىرساند . گاهى قوام ضد كيفيت است مثلا غلظتى كه در ماست چكيده ( كيسهاى ) حاصل مىشود و سردى آن را به كمترين حد مىرساند . گاهى برخى از مزهها كه با مزهء ديگرى آميزش دارند به مرور زمان خالص مىشوند مانند آبغوره كه اگر مدت زيادى بماند مزه گس و مشابه آن كه در آن است به تدريج تهنشين مىشود و تنها ترشمزگى خالص مىماند . گاهى مزهاى كه خالص است ( با مزهها آميخته نيست ) به مرور زمان با مزه ديگرى مىآميزد و ناخالص مىشود . مانند : عسل كه اگر زياد بماند تلخ و تندمزه مىشود يا مانند : افشرهء انگور كه به مرور زمان نخست تلخ و تند مىشود و سپس تمايل به تندمزگى پيدا مىكند .